تبليغاتX
تلخ و شیرین ( عاشقانه ها )
کی می دونه تو دل کی چه خبره ؟

و می پنداری همه ی آنچه از آن تو نیست از آن توست حال آنکه فراموش کرده ای از کجا بودی و به کجا خواهی رفت ؟ و کدام بی نهایتی تو را خلق کرده است ؟
آری او تو را آ فرید و فقط خواست که به یادش باشی آن هم فقط برای خودت . اما تو فراموش کردی !!! تا کی می خواهی بدین سان ادامه دهی ؟؟ فکر نمی کنی وقت بیدار شدن همین حالاست !؟!؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/04/24ساعت 1:35 PM  توسط ترانه ی تنها | 

دوستانی که مایل باشن دروبلاگشون تبلیغات داشته باشن و از راه وبلاگ نویسی درآمد کسب کنن اگه سوال دارن یا کمک می خوان می تونن در قسمت نظرات بگن . اگه بتونم کمکشون می کنم.

در ضمن این پست ثابت هست برای دیدن آپ های بعدی برو پایین .





 
 

 
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/06/22ساعت 12:21 PM  توسط ترانه ی تنها | 
خدایا کفر نمی‌گویم
پریشانم،
چه می‌خواهی‌ تو از جانم؟
مرا بی ‌آنکه خود خواهم اسیر زندگی ‌کردی
خداوندا
اگر روزی ‌ز عرش خود به زیر آیی
لباس فقر پوشی
غرورت را برای ‌تکه نانی
‌به زیر پای‌ نامردان بیاندازی‌
و شب آهسته و خسته
تهی‌ دست و زبان بسته
به سوی ‌خانه باز آیی
زمین و آسمان را کفر می‌گویی
نمی‌گویی؟!
خداوندا!
اگر در روز گرما خیز تابستان
تنت بر سایه‌ی ‌دیوار بگشایی
لبت بر کاسه‌ی‌ مسی‌ قیر اندود بگذاری
و قدری آن طرف‌تر
عمارت‌های ‌مرمرین بینی‌
و اعصابت برای‌ سکه‌ای‌ این‌سو و آن‌سو در روان باشد
زمین و آسمان را کفر می‌گویی
نمی‌گویی؟!
خداوندا!
اگر روزی‌ بشر گردی‌
ز حال بندگانت با خبر گردی‌
پشیمان می‌شوی‌ از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت.
خداوندا تو مسئولی.
خداوندا تو می‌دانی‌ که انسان بودن و ماندن
در این دنیا چه دشوار است،
چه رنجی ‌می‌کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است
Dr. Shariati
+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/05/20ساعت 10:57 PM  توسط ترانه ی تنها | 

 

http://www.nmobile.ir/category/sms-love/

 

خودتون برین ببینین

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/05/12ساعت 4:7 AM  توسط ترانه ی تنها | 

http://www.nmobile.ir/category/sms-love/

 

 

خودتون برین ببینین

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/05/12ساعت 4:3 AM  توسط ترانه ی تنها | 

و می پنداری همه ی آنچه از آن تو نیست از آن توست حال آنکه فراموش کرده ای از کجا بودی و به کجا خواهی رفت ؟ و کدام بی نهایتی تو را خلق کرده است ؟
آری او تو را آ فرید و فقط خواست که به یادش باشی آن هم فقط برای خودت . اما تو فراموش کردی !!! تا کی می خواهی بدین سان ادامه دهی ؟؟ فکر نمی کنی وقت بیدار شدن همین حالاست !؟!؟

+ نوشته شده در  جمعه 1387/07/19ساعت 10:58 PM  توسط ترانه ی تنها | 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/07/12ساعت 0:38 AM  توسط ترانه ی تنها | 

 

این هم یک نوع تجارت الکترونیک هست بدون نیاز به وبلاگ یا سایت سر زدن بهش ضرر نداره .

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/06/26ساعت 6:25 AM  توسط ترانه ی تنها | 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/06/26ساعت 6:23 AM  توسط ترانه ی تنها | 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/06/16ساعت 12:27 PM  توسط ترانه ی تنها | 
پست تکراری
 

چی بنویسم از حال زارم که  شب و روز آروم و قرار ندارم (دارم دیونه می شم)

 
+ نوشته شده در  جمعه 1387/06/01ساعت 10:43 PM  توسط ترانه ی تنها | 







+ نوشته شده در  شنبه 1387/05/12ساعت 3:15 PM  توسط ترانه ی تنها | 
LovE



+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/05/06ساعت 11:12 PM  توسط ترانه ی تنها | 
یک طنز سراسر غم

غمگین ترین لحظه برای دلقکی که کارش را دوست نداره ، بهترین لحظه برای دلقکی هست که عاشق کارشِ ؛ این درست لحظه ای که همه به اون ها می خندن .

سخت ترین لحظه برای مربی نا راضی بازی با بچه هاست .

خنده دار ترین لحظه ی یک طنز درست همون جایی هست که بغض گلوی نویسنده را فشار می ده .


و شاد ترین لحظات ، لحضه هایی هست که وقتی بهشون فکر می کنی گریت می گیره .

حالا بین این همه احساس قر و قاطی منِ تنها احساساتم را از کجا بشناسم ، اصلا خودم را بی

خیال آدم های اطرافم را چطوری درک کنم ؟ همه ی این ها را گفتم که بگم : خیلی وقت ها آدم

ها دوست دارن یک نفر درکشون کنه ولی گاهی امکانش نیست و اونها عصبی می شن و با

همه قهر می کنن . در صورتی که بهترِ اول خودشون اونها را درک کنن ، شاید شرایط اونها

شرایطی نباشه که قابل درک باشه.
 
+ نوشته شده در  جمعه 1387/05/04ساعت 10:21 PM  توسط ترانه ی تنها | 





+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/04/24ساعت 10:30 PM  توسط ترانه ی تنها | 

قلوپ ، قلوپ ، قلوپ !

 

این صدای سنگ های ریز و درشتی ِ که توی آب پرتاب می کنم ؛ سنگ چه ریز باشه چه درشت میره ته آب ؛ االبته بستگی داره ؛ محکم پرتاب کنی زودتر و آروم پرتاب کنی دیرتر ولی همون ته می مونه و بالا نمی آد ، مگر اینکه بکشیش بالا !

 

اما برعکس آدم ها سنگین و سبک ندارن ؛ اگه شنا بلد باشن چه محکم پرتشون کنی ، چه آروم بر میگردن روی آب . اگه هم بلد نباشن باید بکشیشون بالا مثل سنگه ! ( مثل آدمی که همه چیز را از اذل فراموش کرده حتی شنا کردن واسه نجات پیدا کردن )

 

حالا اصلا این همه داستان واسه چیه ؟

 

می خوام بگم : آآآآآهااای... ! آدم هایی که کنار ساحل با خیال راحت نشستین ؛ همیشه یک ناجی نیست که نجاتتون بده پس برید شنا کردن یاد بگیرین که حد اقل بجای اینکه کمک بخواین ، کمک کنین . خیلی هم سخت نیست ها ... ! در ضمن آهای اون هایی که دست و پا زدن و غرق شدن خودتون را تقصیر بقیه می ذارین کارِ شما تَهِ غلط ِ . کسی که بخواد ، می آد رو آب . حتی مرده ی اون !!!

 

و ای آدم هایی که توی ساحل نشستین و به خودتون افتخار می کنین : شنای نکرده غرق شدن نداره ( املای ننوشته غلط نداره ) اگه خیلی ادا دارین فقط یک نفر را نجات بدین ، نوبت شما هم می رسه هااا !!!

 

ببخشید سرتون را درد آوردم .

 

ترانه ...

 
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/04/18ساعت 10:10 PM  توسط ترانه ی تنها | 










 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/04/13ساعت 11:26 PM  توسط ترانه ی تنها | 
پخ خ خ خ خ خ خ خ  ...






+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/04/12ساعت 4:18 PM  توسط ترانه ی تنها | 

من واقعا از اون خانومی که نظر دادن معذرت می خوام که DEL کردم ولی داشت خراب می کرد .
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/04/10ساعت 10:33 PM  توسط ترانه ی تنها | 
اگر کسی چیزه خاصی به جز مطالب عاشقانه می خواد توی ترانه - تی تی کامنت بذاره .






 
+ نوشته شده در  شنبه 1387/04/08ساعت 5:0 PM  توسط ترانه ی تنها | 





+ نوشته شده در  جمعه 1387/04/07ساعت 10:57 PM  توسط ترانه ی تنها | 
به افتخار سهیلا خانوم




 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/04/05ساعت 0:10 AM  توسط ترانه ی تنها | 

چی بنویسم از حال زارم ؟

 آپلود و
بهترین تصویر و عکسهای لینک اینترنت
آپلود و
بهترین تصویر و عکسهای لینک اینترنت
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/04/03ساعت 4:59 PM  توسط ترانه ی تنها | 
امتحانام تموم شد!
 
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/03/27ساعت 1:32 PM  توسط ترانه ی تنها | 
STOP
 به دنیا گفتم بایست . اعتنا نکرد و ادامه داد .بلند تر گفتم ولی ...  فریاد زدم... ، سودی نداشت . همراهی یافتم . گفتیم : بایست و باز هم ... و در آ خر ما بودیم و یک نفر کمتر از همه ی آنها یی که دیگر تاب و توان ِ این زمانه را نداشتند .
 این بار یک صدا فریاد زدیم : ایست !!
 و دنیا خواست بایستد اما نتوانست و
 خسته تر از همیشه ادامه داد .

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/02/09ساعت 4:33 PM  توسط ترانه ی تنها | 
دفاعیه

این پست یک دفاع است ...

این دفاع از حق یک انسان بی دفاع است ...

کسی که هم اکنون بین ما نیست و من این نیستی را بر او تبریک و بر نزدیکانش تسلیت می گویم .

روحش شاد ...


چند روزیه که یکی از هم مدرسه ای های ما دیگه اینجا نیست (اصلا ادبیات را بی خیالش خلاصه می گم ) خانم ها و آقایان خودکشی گناه کبیره هست و هیچ کس در هیچ موقعیتی حق نداره در مورد چیزی که نمی دونه اظهار نظر کنه همین طور که همه ی کسانی که در جریان نوع مرگ این خانم بودن 1000 ها احتمال و دلیل در سر خودشون دارن ولی تمام دوستان این خانم می گن : ایشون کسی نبوده که خودکشی کنه و به احتمال زیاد پاش سُر خورده .
 پس لطفا قضاوت نکنید . سعی کنید به جای تمرین در قضاوت که به درد شما نمی خوره شهامت خودتون را زیاد کنید . (نقطه ته دنیاااااااا )
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/01/20ساعت 3:37 PM  توسط ترانه ی تنها | 

می دونی Love  برگرفته از چه کلماتی هست؟

1) دریاچه ی غم Lake of sorrow

2) اقیانوس اشک Ocean of tears

3) دیار مرگ  Valley of death

4) پایان زندگی End of life

 

 
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/01/18ساعت 6:37 PM  توسط ترانه ی تنها | 
بنویس


بنویس بازم بارونِ                                                   بنویس پاییز تمومه

 بنویس تنها ترینم                                                        منم و یه آ شیونه


بنویس تا تو رُ دارم                                                  دل نمی گیره بهونه


 بنویس وقتی تو نیست                                            می گیره سراغ خونه


بنویس تنهایی سخته                                               تنهایی دل نمی تونه


 بنویس معشوق دریا                                                  نداره جا و نشونه


بنویس چه بی نشونه                                                بنویس تو آسمونه


 بنویس عشقِ به فردا                                              همه رُ دلم می دونه


بنویس عشق تو تا کِی                                             گوشه ی دلم بمونه


 بیا تا ندای قلبم                                                   واسه ی چشات بخونه
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/01/08ساعت 10:18 PM  توسط ترانه ی تنها | 
سلام ! یه سلام به گرمیِ خورشید و سردیِ جدایی . بی خیال بابا ! احوال شما امیدوارم حال گیری نکرده باشم :D . با معرفتاش نظر نمی دن یه علیک سلام که می تونن بگن .
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/01/04ساعت 11:14 AM  توسط ترانه ی تنها | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
سلام !
مهم این نیست که کی باشی و کجا باشی مهم اینه که دلت کجا باشه . اسم من ترانه هست 17 ساله از اصفهان . نظر بدین خوشحال می شم .

نوشته های پیشین
89/04/01 - 89/04/31
88/06/01 - 88/06/31
88/05/01 - 88/05/31
87/07/01 - 87/07/30
87/06/01 - 87/06/31
87/05/01 - 87/05/31
87/04/01 - 87/04/31
87/03/01 - 87/03/31
87/02/01 - 87/02/31
87/01/01 - 87/01/31
پیوندها
ترانه
بزرگترين سايت کليپ ايراني
سهیلا ( باران )
آرامش زیبا ( میدیا محمدی )
نوید ( ریحانه ی عشق )
حضرت عشق
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM